شهاب الدين احمد سمعانى
497
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )
55 . - الواجد بعضى گفتهاند : به معنى عالم است ، و بعضى گفتهاند : غنى است . قال اللّه تعالى : وَ اللَّهُ الْغَنِيُّ وَ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ . و چون مؤمن موحّد اعتقاد كرد كه ربّ العزّة غنى است بر حقيقت ، و ديگران فقيراند بر حقيقت ، پناه خود جز درگاه اللّه نسازد ، و آب روى خود بر در هر حقيرى و فقيرى و مسكينى و ذليلى نريزد كه استغاثة المخلوق بالمخلوق كاستغاثة المسجون بالمسجون . فرياد خواستن مخلوق بر درگاه مخلوق چون فرياد خواستن زندانى است به زندانى ، و اين سر همه محالهاست . در آثار آمده است كه مرد باشد كه فرد امّت ، كه فردا او را بيارند 1 و صد هزار زنّار از ميانش باز كنند ، نه زنّار ظاهر ، زنّار دل كه هر آنكه دلش به خلق بسته شود زنّارى بر ميان دلش 2 بسته شود . مركب ، تيزتر از مركب محمّد نباشد ، و ميدان فراختر از ميدان محمّد نبود . آسمان و زمين را خاك قدم او كردند ، روح اللّه را فراشوار بر حاشيهء بساط او بنشاندند ، روح القدس را غاشيهء او بر دوش نهادند ؛ باز اين همه حشمت و رتبت و منزلت كه او را بود ، گفتند : اى محمّد كوس عجز خود را فروكوب ، قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعاً وَ لا ضَرًّا . بگو كه به دست محمّد هيچچيز نيست تا دوستان را معلوم گردد كه شربت توحيد مزاج بشريت نپذيرد . من كان يعبد محمدا فان محمدا قد مات ، و من كان يعبد الله فانه حى لا يموت .